هفت گفتار درباره ترجمه – دکتر کورش صفوی (گفتار اول)

هفت گفتار درباره ترجمههفت گفتار درباره ترجمه – دکتر کورش صفوی (گفتار اول)

کوروش صفوى متولد سال ۱۳۳۵ است. در مدرسه عالى ترجمه در آلمان و اتریش، زبان آلمانى خوانده و دکتراى زبان شناسى اش را از دانشگاه تهران گرفته است. عنوان رساله دکترایش «اسباب ایجاد نظم در ادب فارسى» بود. او تحصیلات ابتدایى و متوسطه خود را در آلمان و اتریش به پایان برد و در سال ۱۳۵۰ به تهران بازگشت. در همان سال مجدداً از دبیرستان معروف هدف دیپلم ریاضى گرفت. در سال ۱۳۵۴ یعنى حدوداً در هجده سالگى از مدرسه عالى ترجمه موفق به اخذ مدرک کارشناسى در رشته زبان آلمانى شد و در همان سال براى ادامه تحصیل به آمریکا رفت و پس از نزدیک به یک سال و اندى تحصیل در رشته زبان شناسى، به دلیل بیمارى پدر به ایران بازگشت و دوره هاى کارشناسى ارشد و دکترایش را در دانشگاه تهران گذراند.

کوروش صفوى از سال ۱۳۵۶ به استخدام دانشگاه علامه طباطبایى درآمد و عضو هیأت علمى گروه زبان شناسى آن شد. کوروش صفوى بیش از ۱۲۰ مقاله تحقیقى در زمینه هاى مختلف زبان شناسى، به ویژه معنى شناسى، مطالعات ادبى و ترجمه شناسى تألیف و ترجمه کرده که در مجلات پژوهشى مختلف منتشر شده است. تألیف بیش از ۵۰۰ مقاله از مدخل هاى دانشنامه ادب فارسى نیز از جمله فعالیت هاى قابل ثبت اوست.

اولین کتاب صفوى در سال ۱۳۶۰ توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب منتشر شد. با این همه شاید معروف ترین و پرخواننده ترین کتاب کوروش صفوى «دنیاى مصرفى» از گوردر باشد که درسالیان اخیر میان جماعت کتابخوان حسابى گل کرد؛ کتابى که حسن کامشاد هم آن را ترجمه کرده است. «نگاهى تازه به معنى شناسى»، «سه رساله درباره حافظ»، «ذهن و زبان»، «زبان و اندیشه»، «دیوان شرقى – غربى» از گوته، «درآمدى بر معنى شناسى» و … از آثار معروف کوروش صفوى است که برخى تألیف و برخى ترجمه اند. «از زبان شناسى به ادبیات: جلد اول نظم» از دیگر کارهاى معروف و محبوب کوروش صفوى است که پژوهشى مفصل و در خور در زبان شناسى ساختارى و زبانشناسى در ادبیات است که بارها تجدیدچاپ شده است. جلد دوم این کتاب که به زبان شناسى ساختارى در شعر مى پردازد توسط حوزه هنرى منتشر شده و دیوان شرقى – غربى گوته هم بارها توسط نشر هرمس به بازار نشر روانه شده است.

از دیگر کتابهاى مشهور کوروش صفوى مى توان به دو کتاب «محفل فیلسوفان مرده» که ترجمه است و «منطق در زبان شناسى» اشاره کرد .

برخى از آثار وى عبارتند از: درآمدى بر زبان شناسى، نگاهى تازه به معنى شناسى، سه رساله درباره حافظ، ذهن وزبان، زبان و اندیشه، دیوان شرقى – غربى (از گوته)، دنیاى مصرفى از گوردر، «درآمدى بر معنى شناسى»، از زبان شناسى به ادبیات: جلد اول نظم، از زبان شناسى به ادبیات: جلد دوم شعر، منطق در زبان شناسى، محفل فیلسوفان مرده (ترجمه)، زبان هاى دنیا (ترجمه)، آشنایى با تاریخ زبان شناسى، آشنایى با نظام هاى نوشتارى و آشنایى با تاریخچه زبان هاى ایرانى

– تألیف و انتشار بیش از ۶۰۰ مقاله علمى در مجلات مختلف زبان شناسى ایران و جهان.

گفتار اول: نگاهی به مبانی ترجمه

ترجمه عبارت است از برگردان متنی از زبان مبدا به زبان مقصد بدون کوچکترین افزایش یا کاهش در صورت و معنی. این تعریف اگرچه دقیق است اما صرفا جنبه نظری دارد، زیرا هیچ پیامی را نمی توان بدون تغییر در صورت و معنی از زبانی به زبان دیگر منتقل کرد. این مساله به ساختارهای متفاوت زبانها باز می گردد. هر زبان از واژگان خاص خود استفاده می کند؛ هر یک از این واژه ها معنی یا معانی ویژه خود را داراست. همنشینی واژه ها در هر زبان بکار می رود می تواند معنی یا معانی ویژه ای برای خود داشته باشد که در نتیجه انتقال هر یک از این جملات بدون دستکاری، حذف برخی از ویژگیها یا اضافه کردن ویژگی های دیگر امکان پذیر نمی نماید. بدین ترتیب در کنار ترجمه بعنوان یک حرفه که سابقه ای چند هزار ساله دارد، دانش «ترجمه شناسی»[۱] نیز به وجود آمد تا به بررسی نظری چند و چون این مساله بپردازد.

از طریق زبانشناسی مشخص شد که ساخت صوری و معنایی زبانها با یکدیگر تفاوت دارند و عناصر سازه ای هر زبان در تمامی سطوح دارای بافت و نظامی منسجم است. مشخص شد که از طریق تحلیل تقابلی[۲] می توان سطوح مختلف آوایی، واژگانی و نحوی زبانها را با یکدیگر مقایسه کرد و وجوه اشتراک و افتراق آنها را مشخص ساخت.

بتدریج مواد اولیه بررسی های زبانشناختی بویژه معنی شناسی در مطالعه مسایل ترجمه بکار گرفته شد و به پیدایش دانشی انجامید که امروزه بدان نام ترجمه شناسی نهاده اند.

گونه های ترجمه:

ترجمه در نخستین گام به دو گونه ترجمه شفاهی[۳] و ترجمه مکتوب[۴] قابل تقسیم است. ترجمه شفاهی برگردان گفته ای از زبان مبدا به زبان مقصد است و ترجمه مکتوب طبعا به نوشتار و برگردان یکی از این دو اصطلاح وابسته به ابزار بکار رفته در زبان مبدا است.

ترجمه شفاهی:

ترجمه شفاهی دارای دوگونه اصلی است:

الف- ترجمه همزمان[۵]

ب- ترجمه ناهمزمان[۶]

تفاوت میان این دوگونه ترجمه شفاهی در انتخاب برش ساختاری گفته در ارتباط با زمان است. در ترجمه شفاهی همزمان، مترجم با درک یک یا چند واژه نخست گفته در زبان مبدا به برگردان آن می پردازد و با اندک اختلاف زمانی پس از پایان گفته در زبان مبدا، برگردان را در زبان مقصد به پایان می برد. در ترجمه شفاهی ناهمزمان یا پیاپی گفته زبان مبدا برش می خورد و مترجم پس از درک برش مذکور که معمولا بیش از یک جمله است، در زمان مکث گوینده، برگردان آن بخش از گفته را در اختیار مخاطب یا مخاطبین قرار می دهد. امکان بکارگیری ترجمه همزمان به آرایش واژگان[۷] دو زبان مبدا و مقصد وابسته است. در ترجمه ناهمزمان، مترجم می بایست تمامی یک برش از گفته را در حافظه خود نگاه دارد؛ این کار در برخی موارد با یادداشت برداری امکان پذیر خواد بود و در شرایطی خاص متضمن آگاهی مترجم از تندنویسی یا اختصارنویسی است.

مهمترین عامل تمایز بین ترجمه شفاهی و مکتوب، مساله زمان است. زمان در ترجمه شفاهی چند لحظه یا دقیقه ای بیش نیست، درحالیکه برای ترجمه مکتوب چنین نیست. امکان استفاده از زمان در ترجمه مکتوب به سنجیده تر شدن متن ترجمه شده می انجامد؛ بکارگیری ابزارهای کمکی از قبیل فرهنگ لغات نیز می تواند به این سنجیدگی کمک کند.

تفاوت میان ماهیت ترجمه شفاهی و مکتوب به تمایز میان مترجم شفاهی و کتبی می انجامد. مترجم شفاهی الزاما مترجم کتبی خوبی نیست و عکس این موضوع بیشتر صادق است. مترجم شفاهی می بایست آگاهی کامل از موضوع مورد ترجمه داشته باشد، اما این آگاهی برای مترجم کتبی الزامی نیست. از سوی دیگر در اختیار نداشتن زمان برای مترجم شفاهی، برگردان نسیجده او را از قبیل عدم رعایت ترتیب واژه ها، بکارگیری ویژگیهای گفتاری و جز آن قابل توجیه می سازد، لیک چنین توجیهی برای محصول کار مترجم کتبی وجود ندارد.

ترجمه مکتوب

حوزه کاربرد ترجمه شفاهی بسیار محدود است و بیشتر در محافل سیاسی، مصاحبه ها و گفتگو های دولتی مورد استفاده قرار می گیرد. زمینه های مورد ترجمه نیز به چند زمینه سیاسی، اقتصادی، نظامی و جز آن محدود می شود، اما در ترجمه مکتوب چنین نیست. محدودیتی برای ترجمه مکتوب نمی توان قایل شد. تنها محدودیت موجود، نوشتاری بودن زبان مبدا است و بس.

واحد ترجمه

برشی از زنجیره مورد ترجمه از سوی مترجم بعنوان واحدی برای معادل یابی در نظر گرفته می شود، واحد ترجمه نام دارد. واحد ترجمه می تواند واژه، جمله یا عبارت باشد. ترجمه بر حسب واحد برگزیده شده، دست کم دارای سه مرحله زیر است:

الف- ترجمه تحت اللفظی

واحد ترجمه در این مرحله واژه است، بدین معنی که دربرابر هر واژه متن زبان مبدا، واژه ای از زبان مقصد آورده می شود. این مرحله از ترجمه برای برگردان بسیاری از شبه جمله ها و واژه های مرکبی بکار می رود که معادل دقیقی برای آنها در زبان مقصد موجود نیست.

ژرف ساخت:deep structure

مشخصه های واجی: Phonological features

در اینجا می بینیم که ترجمه تحت اللفظی کارایی کافی دارد؛ اما به ندرت می توان جمله ای را تماما به همین صورت ترجمه کرد زیرا در چنین شرایطی یا ساخت دستوری زبان مبدا به زبان مقصد تحمیل می شود؛ مانند:

He gave me a book to read

او داد به من کتابی برای خواندن

و یا جمله بدست آمده در زبان مقصد مفهوم جمله زبان مبدا را ندارد!

He kicked the bucket

او به سطل لگد زد.

ب- ترجمه جمله

در این مرحله، واحد ترجمه جمله است. در این ترجمه قواعد دستوری و شیوه آرایش واژگان در زبان مبدا در نظر گرفته می شود.بدین ترتیب هر یک از جملات متن زبان مبدا با حفظ معنی تک تک واژه ها به جمله ای در زبان مقصد ترجمه می شود.

پ- ترجمه آزاد

در این مرحله واحد ترجمه عبارت یا پاراگراف است. مترجم در چنین مرحله ای پیام متن زبان مبدا را در مجموعه جملاتی از زبان مقصد بدست می دهد. در این ترجمه افزایش و کاهش در نهایت خود بکار خواهد رفت.

بدین ترتیب می بینیم که جمله واحد مطلوب ترجمه بشمار می رود، هرچند ترجمه تحت اللفظی و ترجمه آزاد نیز در شرایطی خاص راهگشاست. در بسیاری از مواردی که متن زبان مبدا با برچسب «ترجمه ناپذیر» مشخص می گردد، تنها راه حل ترجمه آزاد است.

ترجمه ارتباطی[۸] و ترجمه معنایی[۹]

در جریان ترجمه، مترجم با دو زبان مبدا و مقصد درگیر است. او می بایست سعی بر آن داشته باشد که خواننده، ترجمه اش را دریابد و ضمنا پیام نویسنده نیز تحریف نشود. مترجم در این میان بسته به نوع متن و هدف ترجمه گاه بیشتر به گیرنده پیام و گاه بیشتر به فرستنده پیام توجه نشان خواهد داد.

ترجمه معنایی، نویسنده را مهمتر از خواننده در نظر می گیرد. بدین ترتیب این امکان همواره وجود دارد که ساختهای صوری و معنایی نامانوس به زبان مقصد راه یابد. در ترجمه معنایی سعی بر آن است تا تمامی الگوهای ساختی و معنایی زبان مبدا به زبان مقصد برگردد و گاه بر آن تحمیل شود و طبیعی است که چنین ترجمه ای را براحتی نمی توان خواند.

از سویی دیگر، در ترجمه ارتباطی، خواننده مهمتر از نویسنده بشمار می رود. مترجم سعی بر آن خواهد داشت تا متن ترجمه شده را حتی الامکان برای خواننده مانوس سازد، بدین ترتیب این امکان همواره وجود دارد که متن بدست داده شده، بطور کامل گفته نویسنده نباشد.

آنچه پیشتر تحت عنوان ترجمه تحت اللفظی مطرح شد، گرایش به سمت ترجمه معنایی دارد و ترجمه آزاد نیز به ترجمه ارتباطی گرایش نشان می دهد.

برای درک بهتر موضوع می توان از نمونه هایی استفاده کرد:

More catholic the Pope

ترجمه معنایی: کاتولیک تر از پاپ

ترجمه ارتباطی: کاسه داغ تر از آش

She looks like a red rose

ترجمه معنایی: مثل گل سرخ می ماند.

ترجمه ارتباطی: مثل ماه می ماند.

هر دو مثال، نمونه هایی از ضرب المثل ها، عبارت های تشبیهی و اصطلاحاتی هستند که می توانند کاربرد ترجمه ارتباطی را توجیه کنند؛ هر چند چنین توجیهی مطلق نیست، زیرا افراط در ترجمه ارتباطی می تواند به حذف رنگ و بوی فرهنگی زبان مبدا بیانجامد.

[۱]. Translatology

[۲]. Contrastive analysis

[۳]. Interpretation

[۴]. Translation

[۵]. Simultaneous

[۶]. Consecutive

[۷]. Word Order

[۸] .Communicative translation

[۹]. Semantic translation

منبع: qytc.mihanblog.com

ادامه مطلب:

 

2 پاسخ
  1. سیدمحمد موسوی می گوید:

    خوشحالیم که مورد استفاده شما قرار گرفته است. سایر دوستان نیز می توانند با مطالعه مطالبی که در وبلاگ این مرکز قرار می گیرد، هم یاد بگیرند، هم دانش خود رادر قالب دیدگاه به اشتراک بگذارند.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *