هفت گفتار درباره ترجمه – دکتر کورش صفوی (گفتار ششم)

هفت گفتار درباره ترجمه – دکتر کورش صفوی (گفتار ششم)

گفتار ششم: بررسی ترجمه ناپذیری

هفت گفتار درباره ترجمه - دکتر کورش صفوی (گفتار ششم) در این مقاله سعی بر آن است تا آنچه به هنگام برگردان یک متن از زبان مبدا (S) به زبان مقصد (T) ترجمه ناشدنی می نماید، مورد بررسی قرار گیرد و چگونگی امکان ارائه معادلی مناسب برای هر یک مطرح شود.

در ابتدا چهار اصل کلی را از دیدگاه معنی شناسی با یکدیگر مرور می کنیم.

الف) در هیچ زبانی نمی توان دو واژه را هم معنی دانست.

ب) واحد ترجمه جمله است.

پ) بر اساس مساله نسبیت در زبان، هر زبان بر اساس علایق بکارگیرندگان خود، برش ویژه ای از واقعیت های جهان خارج را بر می گزیند.

ت) معنی یک جمله الزاما حاصل جمع معنی واژه های موجود در آن جمله نیست.

با وجود این گاه به هنگام برگردان یک متن، مترجم به جمله یا جملاتی بر می خورد که ترجمه آن ناشدنی است. در چنین شرایطی واژگان موجود در جمله زبان مبدا دارای اطلاعاتی است که امکان ترجمه را از میان می برد.

تشخیص این موضوع پس از مراحل چند گانه زیر صورت می پذیرد.

مرحله ۱- مترجم در مقابل As یعنی واژه ای از زبان مبدا، At را که معادل دقیقق As در زبان مقصد است، نمی یابد.

مرحله ۲- مترجم سعی بر آن خواهد داشت تا Bt را بر گزینند.Bt معادل نسبی As است که دارای دو امکان معنایی است:

۱) B t = A s – ۱

۲) B t = A s + 1

۱در این دو معادله، مجموعه اطلاعات معنایی است که یا در Bt بیش از As است و یا بر عکس.

مرحله ۳- مترجم تمامی متن را باز می کاود تا تشخیص دهد:

الف) ۱+/ – تاثیری در کل متن ندارد.

ب) ۱+/ – تاثیر در متن دارد.

مرحله ۴- اگر مترجم در مرحله ۳ به نتیجه الف برسد Bt را انتخاب می کند و ترجمه را ادامه می دهد؛ ولی اگر نتیجه ب بدست آمد، به مرحله ۵ قدم می گذارد.

مرحله ۵- مترجم سعی بر آن خواهد داشت تا به هر طریق ممکن اطلاعات مذکور را به مخاطب خود القا کند، ولی در این شرایط دو امکان برای او وجود دارد:

الف) استفاده از پانویس برای بدست دادن اطلاعات.

ب) گرایش به پیش نمونه «تالیف».

از دیدگاه نظری اگر هیچیک از این راه حل ها نتوانست مفید واقع شود، متن زبان مبدا با بر چسب «ترجمه نا شدنی» مشخص خواهد شد.

جملات به اصطلاح «ترجمه نا شدنی» را می توان در کل به دو دسته تقسیم کرد:

الف) جملاتی که معنی صریح آنها ترجمه نا شدنی است.

ب) جملاتی که معنی ضمنی آنها ترجمه نا شدنی است.

در مورد نوع الف، مساله نسبیت زبانی مطرح خواهد بود. پیشتر به این نکته اشاره کردیم که Bt نسبت به As از اطلاعات معنایی بیشتر یا کمتر برخوردار است. در این مورد می توان واژه cousin انگلیسی را نمونه آورد که در زبان فارسی هشت معادل دارد که جدا از مولفه معنایی جنسیت، بیانگر رابطه خویشاوندی از سوی خواهر و برادر پدر یا مادر نیز هست. در چنین شرایطی، فقدان اطلاعات و کاربرد یک معادل در مقابل هشت واژه، برگردان چنین متنی را به انگلیسی ناشدنی می سازد.

گروهی دیگر از جملات در زبان مبدا، جدا از معنی صریح دارای معنایی ضمنی هستند. مترجم در برخورد با چنین جملاتی سه امکان پیش رو دارد:

الف) انتخاب جمله ای که معادل معنی صریح و ضمنی جمله زبان مبدا باشد.

ب) انتخاب جمله ای که معادل معنی صریح جمله زبان مبدا باشد.

پ) انتخاب جمله ای که معادل معنی ضمنی جمله زبان مبدا باشد.

دستیابی به نوع الف اگر نگوئیم غیر ممکن بهر حال بسیار مشکل است. انتخاب هر یک از دو گونه ب یا پ بر گردانی نه چندان موفق بدست خواهد داد. بدین ترتیب مساله «ترجمه ناپذیری» بار دیگر خود را می نمایاند.

بر اساس آنچه تا کنون مطرح شد می توان گفت که مترجم در شرایط زیر با مساله ترجمه ناپذیری مواجه خواهد بود:

الف) بکار بردن صنایع بدیع لفظی در زبان مبد

ب) کاربرد واژگان در چهار چوب اختلاف در نسبیت زبانی

پ) کاربرد معنی ضمنی در کنار معنی صریح در زبان مبدا

بنابراین ترجمه پذیرترین متون از زبان مبدا به زبان مقصد، متونی هستند که در آنها هیچیک از شرایط سه گانه بالا مشاهده نشود و در مقابل، نهایت ترجمه ناپذیری در قلمرو مجموعه ای از سه شرط فوق قرار خواهد گرفت.

آمیزه ای از سه شرط بالا در متون ادبی و بویژه در شعر بیش از هر جای دیگر خود را می نمایاند، هر چند باید پذیرفت که این سه شرط می توانند در متون غیر ادبی نیز مطرح باشند.

در برگردان این دسته از ترجمه ناپذیرها، مترجم دست به ابتکاراتی می زند. این ابتکار طبعا نوعی خلاقیت در کار اوست و در چنین شرایطی مترجم صرفا مترجم نیست، بلکه گرایش به سمت نویسندگی دارد. وی می بایست به هنگام دست یازیدن به چنین کاری از نهایت اختیارات خود استفاده کند. این اختیارات عبارت اند از:

۱) مترجم می تواند واژگانی را به متن بیافزاید.

۲) مترجم می تواند مثالها، مقیاسها و اصطلاحات وابسته به فرهنگ زبان مبدا را در زبان مقصد معادلسازی کند.

بکارگیری اختیارات مطرح شده بعنوان راه حلی برای مساله ترجمه نا پذیری، از ترجمه معنایی گذر کرده و به قلمرو ترجمه ارتباطی یعنی بر گردان متن با توجه به مخاطب نزدیک می شود. در بسیاری از موارد، ترجمه ارتباطی نیز نمی تواند راه حل مشکل ترجمه نا پذیری باشد. در این شرایط مترجم دو امکان پیش رو خواهد داشت:

۱) انتخاب پاراگراف بعنوان واحد ترجمه.

۲) بر گردان تعبیری متن

هر دو امکان فوق الذکر به ارائه ترجمه ای آزاد از زبان مبدا منجر خواهد شد که در نهایت مترجم را از پیش نمونه ترجمه دور کرده، به پیش نمونه تالیف نزدیک می سازد.

بدین ترتیب مترجم در برخورد با انواع ترجمه نا پذیر ها تنها یک راه حل در مقابل خود دارد و آن صرف انتقال پیام از زبان مبدا به مقصد به قیمت چشم پوشی از ساخت واحد ترجمه در زبان مبدا است.

[۱] . این مقاله برای ارائه در «کنفرانس بین المللی ترجمه» دانشگاه کپنهاک، خرداد ۱۳۷۰ تهیه شد.

 

1 پاسخ دادن
  1. موسی ملک پور می گوید:

    با سلام و عرض ارادت
    مطالب مربوط به ترجمه در”” قالب گفتارها”” بسیار جالب و مفید هستند.بنده از مطالعه انها استفاده کردم و لذت بردم . ضمن تشکر صمیمانه از استاد برای همه دست اندرکاران ارزوی سلامتی و سرافرازی دارم.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *